X
تبلیغات
رایتل

امور تربیتی و مهارت های آداب زندگی

این وبلاگ گامی کوچک در راستای تحقق همت مضاعف و کار مضاعف در عرصه ی تربیت و آشنایی با مهارت های آداب زندگی اسلامی برداشته است

نگاهی به امورتربیتی از زاویه دید تلفیق پرورش و آموزش

معرفت وقتی حاصل می شود که آموزشی انجام شود و تربیت هم نتیجه آموزش است. ما چیزی غیر از آموزش نداریم، ما نمی توانیم بگوییم چیزی آموزشی است و چیز دیگر تربیتی. این اولین اصلاح است که باید انجام بگیرد. جدایی نظام تربیتی از آموزشی، از زمان رضاخان مطرح شد که در کتابی که تألیف کرده ام، شرح داده ام. از زمان دارالفنون، وقتی امیرکبیر آنجا را تأسیس کرد، آموزش و پرورش را یکی کرده بود. اما با شهید کردنش و ورود فراماسونری، مسیر تغییر کرد که ۴۰۰ سند در این رابطه وجود دارد. بعدها با تشکیل دانشگاه تهران، تربیتی برچیده شد و یک مسئولیت آموزشی شد، به طوری که اگر به دانشگاهها مراجعه کنید و حرفهای تربیتی بزنید، خواهند گفت این حرفها مربوط به رشته علوم تربیتی است و رشته های دیگر از شما نمی پذیرند. آموزش و پرورش هم بعدها به همین نام تشکیل شد. قبل از انقلاب، آموزش را از غرب می گرفتند و یک زنگ دینی و اخلاق هم به خاطر جذب مردم قرار می دادند، این اندیشه همین طور ادامه پیدا کرد. لذا صحبت سربرنامه است و نه نیروی انسانی؛ کسی که در تربیتی است، تربیتی تر از نیروهای سایر بخشهای آموزشی نیست و یا نیروی آموزشی، آموزشی تر از تربیتی ها نیست. خیلی از تربیتی ها در قسمت آموزشی قوی تر عمل کردند و خیلی از آموزشی ها در کارهای تربیتی موفق تر بوده اند بنابراین صحبت سر برنامه است. یک نکته که مدیران محترم هم باید توجه داشته باشند و به معلمها منتقل کنند، آن است که چیزی جز آموزش، تربیت را ایجاد نمی کند. به بچه ای که می گویی آب که می خوری، بگو سلام بر حسین (ع) و یا بر والدینت سلام کن، در واقع آموزش می دهی و وقتی او عمل کرد، تربیت شکل گرفته است. یعنی نتیجه این آموزش، تربیت شد. ما تربیت منهای آموزش نمی توانیم داشته باشیم، تنها راه تربیت آموزش است. تئاتر، سرود و... همه آموزش است و تربیت به دنبال آن می آید. چه چیزی تربیتی است و آموزشی نیست، این باید از مخیله همکاران در مدارس خارج شود. معلم فیزیک باید بداند که بیشترین نقش تربیتی را دارد، چه بخواهد و چه نخواهد. چون هر حرکت آموزشی، اثر تربیتی دارد، ولی چرا متوجه اثر تربیتی آن نیست؛ چون سیستم به او یاد نداده است که همین که حرف می زنی اثر تربیتی داری و درس دادن و گفتار و کردارت نیز اثر تربیتی دارد. مثل این است که بخواهیم سالنی را بسازیم. مهندسین ناظر و مشاور و.... ایستاده باشند و نظارت کنند که نجار و آهنگر و بنا چه کار می کنند. اما در آموزش و پرورش، این طور نیست. دبیران فیزیک، شیمی و ... درسشان را می دهند و می روند و کاری به هم ندارند. یعنی درسها معماری شخصیت دانش آموز بی صاحب است. درس زبان با درس تجربی کاری ندارد و غیره. لذا معماری شخصیت دانش آموز، یک مهندس ناظر باید داشته باشد که زیر نظر او، شخصیت دانش آموز شکل بگیرد و همه را رهبری و بر کار همه نظارت داشته باشد که معلم ریاضی پیچیده شدن ذهن دانش آموز را دنبال کند و معلم فیزیک هم همین طور. بنابراین نظارت آموزشی، معماری تربیت ندارد و این ربطی به نیروها ندارد، بلکه نظام است که اشکال دارد و برنامه نسبت به تربیت بی تعهد است. نکته اولی که عرض کردیم، این است که هیچ حرکتی بدون آموزش محقق نمی شود. کلمه ما تربیتی ها و شما آموزشی ها اصلاً جایی ندارد، بچه هر نگاهی که به پدیده های مختلف دارد، یک اثر در ذهنش می گذارد و می شود آموزشی و همان نگاه یک اثر در شخصیت او می گذارد و می شود تربیت. بنابراین اگر این بحث اول روشن شود، دیگر دبیری اعتراض نخواهد کرد که من باید دانش آموزان را برای امتحان آماده کنم و این تربیتی ها برای سرود و اردو و بازدید، بچه ها را بیرون می برند. مدیر باید در اینجا او را توجیه کند که تربیتی به کمک تو آمده است و مزاحم تو نیست. مرحله اول تربیتی این بود که به کمک نظام آموزشی بیاید. دروسی مثل فیزیک و شیمی چون از قبل طراحی شده بود، کارگاه آموزشی داشت و لوازم آزمایشگاهی هم در صنایع آموزشی تولید می شود، اما برای علوم انسانی کارگاه آموزشی نداشت؛ هنر یعنی نقاشی، اجتماعی یعنی محفوظات، ادبیات یعنی دیکته و فارسی اما واقعاً این است؟ نه. پس کارگاه دینی کجاست؟ تربیتی، نمازخانه دایر کرده و دروس دیگر هم همین طور. لذا دبیر اجتماعی باید بداند مفاهیم آموزشی او کارگاهش، اردوها و کارهای جمعی مربی تربیتی است. وقتی از انقلاب و مباحث ملی حرف می زند، کارگاه آموزشی اش کجاست؟ وقتی که در راهپیمایی شرکت می کند کارگاه آموزشی درس علوم اجتماعی برگزار شده است. پس چرا باید معلم این درس فکر کند که این برنامه مزاحم اوست. هنر، تئاتر، سرود و مسابقات ادبی و... کارگاه آموزشی درس هنر است یا کارگاه ادبیات، کتابخانه و مسابقات ادبی است و... لذا باید تصور اصلاح شود و این حرف جدید امور تربیتی به نمایندگی از جمهوری اسلامی بود که در مرحله اول امور تربیتی ۴ مأموریت داشت:


۱ _ تأسیس کارگاههای آموزشی
۲ _ بارور کردن هدفهای رفتاری در آموزش در مقاصد ترکیبی
۳ _ کلمه تربیت و دوباره مطرح شدن تربیتی
۴ _ نظام کلاس محور که هنوز هم حاکم است و همه محکوم هستند که یک درس را بخوانند و یک جور عمل کنند را تبدیل به استعداد محور کند.
لذا غالباً معلم در کنترل کلاس با مشکل مواجه می شود، چرا؟ چون همه استعدادها را محکوم به یک نوع رفتار می کند. به همین دلیل،  امور تربیتی مکتب بازدیدها را بنا نهاده که البته باید ویژگیهای خاص خود را داشته باشد و بازدید با تأمل و فکر باید اتفاق بیفتد. نه اینکه وقتی بچه ها را به بازدید یک مرکز می برند، یکی که با دقت بیشتری و مات زده به یک قسمت خاص نگاه می کند، تذکر می دهند که چرا نمی رویِ، برو و سریعتر باش، قرار نیست که تو غرق نگاه بشوی، فقط باید نگاه کنی و رد شوی. در حالی که هدف این نیست، لذا در قرآن هم آمده است که ببینید و تفکر کنید و روز قیامت همین قرآن از ما گله خواهد کرد که چرا تفکر نکردید. امور تربیتی پیامی خاص در همه زمینه ها داشت. روانشناسان ثابت کرده اند که دختران ۳۳ برابر پسران احساسی ترند و ۸ برابر پسرها ذخیره کلام بالاتری دارند و گویش بالاتری هم دارند، ۴۲ برابر تحمل خواهی بیشتر از پسرها دارند و غربی ها با استفاده از این ویژگیها، زن را پایین تر از مرد می دانند. امور تربیتی حرف اسلام را مطرح کرد و آن اینکه، الگوی کامل زن، سیده نساءالعالمین است و اسلام هر یک از این ویژگیها را تفسیر می کند. زن معلم بشریت است. امور تربیتی آمد که این ویژگیها را با فعالیتهای مختلف تقویت کند؛ زیبایی شناسی شخصیت و صفات دیگری که امور تربیتی برای تقویت آنها ایجاد شد و امیدواریم به جایگاه اصلی خود برگردد

تاریخ ارسال: دوشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 11:22 ق.ظ | نویسنده: خانم بامروت | چاپ مطلب 0 نظر